شمارهٔ ۲۸
از باده پس نیامد، رنگ پریده مابرگشتگی ندارد، صید رمیده ما
دیشب به ما درآویخت، امشب ز ما عنان تافتگویی ندیده ما را، آن شوخ دیده ما
کندیم دل ز شمشاد، از بهر آن سهی قدپیوند سرو گردید، شاخ بریده ما
در عاشقی نداریم رنگی ز سرخ روییماند به شبنم گل، در خون تپیده ما
بر کشتزار امید، یک جو نمی نشیندصد کوه اگر بغلتد،از آب دیده ما
طغرا ز ما بیاموز، طرز غریب گوییهم در غزل نگه کن، هم در قصیده ما