شمارهٔ ۲۳۹ ۲ بیت مو به مو حال دلم را زلف او با شانه گفتسوختم کز آشنا حرفی به آن بیگانه گفت بود چون آگه به رنگ شیخ جام از راز دلآنچه مینا داشت در خاطر، لب پیمانه گفت