گنج

شمارهٔ ۲۰۷

۵ بیت
آسوده دلی بر من بیتاب حرام استبر روز سیاهم شب مهتاب حرام است
پروانه شب از بستر آرام گریزدتا شمع نیاسوده، برو خواب حرام است
من همچو سبو، دست گرفتم به در گوشآن روز که گفتند می ناب حرام است
کام طلب از چشمه و جو تر نتوان کردتا لب به محیطی نرسد، آب حرام است
ما تهمت آرام، به دشمن نپسندیمدر ملت ما، کشتن سیماب حرام است