شمارهٔ ۱۵۸ ۳ بیت ساغر می در کف او، رنگ و بوی گل گرفتشیشه در چنگش صدای نغمه بلبل گرفت بی ترنم ریزی مطرب که رشک بلبل استدر گلوی شیشه می، نغمه قلقل گرفت سبز ما از نازکیها تاب بوی گل نداشتحیرتی دارم که چون از باده، رنگ گل گرفت