گنج

شمارهٔ ۱۴۸

۵ بیت
هر گل این بوستان، روی نگاری بوده استهر پریشان سنبل او، زلف یاری بوده است
لاله کز بویش دل زاهد به مستی می کشدزان بود میگون،که چشم پرخماری بوده است
جوی آبی را که می بینی به پیش سرو و گلمهوشان بزم را آیینه داری بوده است
مرغ حقگو چون نبیند خون خود را ریخته؟هر درختی، عارفان را چوب داری بوده است
این زمان گر همچو طغرا نیست یک بلبل، چه شدپیش ازین، صد همچو او در هر بهاری بوده است