گنج

شمارهٔ ۱۳۱

۷ بیت
ناله ها در بحر و بر دارد غریبکام خشک و چشم تر دارد غریب
تا کند پرواز، رو بر شهر خودآرزوی بال و پر دارد غریب
سیر غربت، خوار و زارش می کندهمچو گل، هرچند زر دارد غریب
گر نباشد صندل یاد وطنتا قیامت درد سر دارد غریب
در غریبی خاطر ایمن مجویهر قدم، چندین خطر دارد غریب
نی به شاهین ذوق دارد، نی به بازذوق مرغ نامه بر دارد غریب
کار نگشاید ز دستش یکقلمگر چو طغرا صد هنر دارد غریب