گنج

شمارهٔ ۷۴

آنان که در طلب به پی دل نمی‌رسندصد سال اگر روند به منزل نمی‌رسند
این ظلم دیگر است که صیادپیشگانیک بار بر جراحت بسمل نمی‌رسند
در حیرتم که قافله اشک و آه منهر چند می‌روند به منزل نمی‌رسند
غافل ز دل مباش که خورشید و مه طبیبدر روشنی به آینه دل نمی‌رسند