گنج

شمارهٔ ۵۶

دل سوخت از شتاب و به دلبر نمی‌رسداین تشنه‌لب دریغ به کوثر نمی‌رسد
اشکم به دیده کی رسد از گرمی جگراز شیشه این شراب به ساغر نمی‌رسد
در پیش ما که بی‌سروسامان عالمیمدردسری به منت افسر نمی‌رسد
تا نیست درد ناله ندارد اثر دریغروشنگری چو نیست به جوهر نمی‌رسد
تا کی طبیب شکوه کنی از جفای هجرشرح غم فراق به آخر نمی‌رسد