گنج

شمارهٔ ۲۴

قافیه: لتونیست۵ بیت
بَرگیر مِهْر از آن‌که به کامِ دلِ تو نیستبَرکَن دل از کسی که دلش، مایلِ تو نیست
تا چند گویی‌ام که به خوبان مَبَنْد دل؟ناصح، تو را چه کار؟ دلِ من، دلِ تو نیست!
دادی نویدِ وصلم و خرسند نیستمبا یکدگر یکی چو زبان و دلِ تو نیست
ره در دلش که سخت‌تر از سنگِ خاره استای دیده، غیر گریه‌ی بی‌حاصلِ تو نیست
گفتی که نیست جای، کسی را به محفلمغیر از «طبیب»، جایِ که در محفلِ تو نیست؟