شمارهٔ ۲۱
دیگر، دلم، خدنگِ جفا را نشان شدهستجُرمی ز من، مگر به تو خاطِرنشان شدهست؟
بیوعده آمدی که ز شادی شَوَم هَلاکدل در گمان که یار به من، مهربان شدهست
پاک است دامنش ولی از اختلاطِ غیرحقّ، با دل من است؛ اگر بدگمان شدهست
تا بسته، باز، رَخْتِ سَفَر در قفایِ یارصد کاروانِ اشک ز چشمم، روان شدهست
بیمهرِ دیگران و نکویان، طبیب راتَرْسَم گمان کنند که چون دیگران شدهست