گنج

شمارهٔ ۱۳

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: انامشب۶ بیت
ز چَشْمِ خون‌فَشانِ خویش، دارم چشم از آن، امشبکه از اشکم، روان سازد به کویش، کاروان، امشب
مگر در بزمِ ما، آن آتشین‌رخسار می‌آیدکه ما را همچو شمع افتاده‌است آتش به جان، امشب
به عَزْمِ رَقْص در مَحْفِل، کمر چون بَسْت می‌گفتمکه یک عاشق نخواهد بُرد جانی از میان، امشب
تپیدن‌هایِ دل از حد گذشت، امّیدِ آن دارمکه تیرِ نازِ او را سینه‌ام گردد نشان، امشب
نباشد فرصتِ حرفی ز جوشِ گریه‌ام ورنهشکایت‌ها بسی دارم ز بختِ سرگران، امشب
عیان شد زنده‌رودی هر طَرَف از چَشْمِ گریانم«طبیب» افتاده‌ای دیگر به فکرِ اصفهان، امشب