گنج

رباعیات

شمارهٔ ۱ای دزد هجا و مدح دیوان پدرشمارهٔ ۲ای خم شکسته بر سر چاه کمیزشمارهٔ ۳آنگه که بدی نبود رخ مه را خویششمارهٔ ۴تر ساز هجای تو تبرا نکنمشمارهٔ ۵خمخانه سریست کوزه دار سرخمشمارهٔ ۶ای رشته حکمت تو سر گم گشتهشمارهٔ ۷یارب گل دینم از پژمردنشمارهٔ ۸شد کاخ شهنشاه مکان عیسیشمارهٔ ۹ایشاه محمد سیر یوسف وششمارهٔ ۱۰ایشاه دل خصم تو دارد سوزنشمارهٔ ۱۱تا گشت پدید نصر جانرا دشمنشمارهٔ ۱۲طوطی بپرید از قفس بلخ به مروشمارهٔ ۱۳برداشت سپهر پرده شرم از رویشمارهٔ ۱۴ای شاه نظر به شاه گردون کردیشمارهٔ ۱۵ایشاه بیک نظر که اکنون کردیشمارهٔ ۱۶ای صدر جوانبخت ز بس غم خوردنشمارهٔ ۱۷ای از گل مکرمت سرشت تن توشمارهٔ ۱۸دیگ سیه انداخته از گوشه بامشمارهٔ ۱۹ای یافته دین ذوالجلال از تو ضیاشمارهٔ ۲۰صاحب که ضیای عدل از ما نوزیدشمارهٔ ۲۱ای مامک توئی چاره بی چارگیمشمارهٔ ۲۲با دشمنت از بهر صلاح تن توشمارهٔ ۲۳یکدسته گلی دارم و عشقی در تاختشمارهٔ ۲۴گردون چو طپانچه کاه رخسار منستشمارهٔ ۲۵بر درج عقیق سیم خندید لبمشمارهٔ ۲۶باید ببرم دوست چو خون در رگ و پوستشمارهٔ ۲۷گر دشمنی ای نگار و گر با من دوستشمارهٔ ۲۸از خنده مغاله چون فتد در رخ یارشمارهٔ ۲۹غازی بکمند زلف شهریرا بستشمارهٔ ۳۰اندر پیت ای دو دیده مستی رندندشمارهٔ ۳۱چون فاختگان طوق برآوردی زودشمارهٔ ۳۲عشق رخ سو کمانک نیم پلاسشمارهٔ ۳۳ای قد من از عشق تو چون قدرین داسشمارهٔ ۳۴با مردم رند ایدل و جان لوندشمارهٔ ۳۵دل بستدم از کفشگری روی چو ماهشمارهٔ ۳۶خَلُّخی به غمِ خَلُّخ و اندیشهٔ غُزشمارهٔ ۳۷بز دنبه ندارد اندرین نیست شکیشمارهٔ ۳۸خر سر سر تو سزای زخم تبر استشمارهٔ ۳۹ای یار تبیره زن بایسته چو جانشمارهٔ ۴۰گازُر بچه‌ای به روی رَخشان خورشیدشمارهٔ ۴۱درزی بچه در رنگ رزی آویزدشمارهٔ ۴۲ای نیم حلالزاده نیم خشوکشمارهٔ ۴۳ای همچو مِهین مار برآویز و خشوکشمارهٔ ۴۴بو نصر طبیب اگر دهی خمرا زودشمارهٔ ۴۵هم خانه سرست و سوزنی خر بندهشمارهٔ ۴۶در هجو من ای قوامی فرزانهشمارهٔ ۴۷محمود جمال دین که با دوشمن و دوستشمارهٔ ۴۸ایشاه جهاندار، جهاندار نژادشمارهٔ ۴۹ای حضرت تو شده پر از آب از توشمارهٔ ۵۰ای همچو محمد و حسن با تمیزشمارهٔ ۵۱همت مکن ای نظامی پست بلندشمارهٔ ۵۲ای واعجبی سدیدک فلسفه گویشمارهٔ ۵۳بر شاعر تاز زیر خسب حین روبشمارهٔ ۵۴چون ماده خران شلف موبدبگریشمارهٔ ۵۵ای از خر دجال بسی یافته بهرشمارهٔ ۵۶روحی بجز مرثیه گوی من شد