گنج

شمارهٔ ۱۶

۲ بیت
ای صدر جوانبخت ز بس غم خوردنبی برگ شدم بار گران بر گردن
نه توشه زیستن نه برگ مردنبی برگم و بی مرگ چه دانم کردن