گنج

شمارهٔ ۱۶۳ - در مدح وزیر نصیرالدین

۲۴ بیت
ای بزرگی که بی نظیری توبس خردمند و بس خطیری تو
هست منصور دین ایزد از آنکه بحق مرو را نصیری تو
کبر ایند بندگانت از آنکنایب صاحب کبیری تو
برتر از عالم کبیر توئیگرچه در عالم صغیری تو
برخورد صاحب از سریر سریتاش بر گوشه سریری تو
نپسندد بزرجمهر وزیرشاه ما دست این وزیری تو
بر رعیت ز پادشاه و وزیربر همه نیکوئی سفیری تو
از ستم چون نفیر عام شودداد فرمای آن نفیری تو
آستین گیر نیست بیدادیزانکه با داد و دستگیری تو
عامه مستمند مسکین رااز ستمکارگان مجیری تو
ملک بر پادشا بتیغ زبانراست دارنده همچو تیری تو
بسر ملک تیره فام چو شبروز خصمان کننده تیری تو
باغ طبع ولی و دشمن راابر نیسان و باد تیری تو
بر موافق نعیم خلدی و باربر مخالف تف سعیری تو
دولتت زان چو همت عالیستکه نه . . . قصیری تو
برتر است از تواضع تو ثریوز شرف برتر از اثیری تو
هرکه در چنگ غم اسیر شودچاره و امن آن اسیری تو
هر فقیری که غنیت از تو خوهدغنیت انگیز آن فقیری تو
نکند نیک بختی آن راروکه بتیمار خود پذیری تو
بندگان قلیل مدحت راصله بخشنده کثیری تو
مدحت اندر میانه خود بچه کارگنج بخشا بخیر خیری تو
روشنی ملک از ضمیر تو استزانکه روشن دل و ضمیری تو
ز سخا بر همه جوانمردانمهتر و سرور و امیری تو
با چنین زنده مأمنی که تراسترو که تا جاودان نمیری تو