گنج

شمارهٔ ۱۶۴ - در مدح وزیر صدرالدین

۲۴ بیت
ای صدر دین و دنیا دنیا آفرین توخالی نیند یکنفس از آفرین تو
هم آفرین کنندت و هم آفرین خوهندمرجان و بر تن تو ز جان آفرین تو
صدق و یقین تست بیزدان تو درستتا کار تست در خور صدق و یقین تو
چون تاج بر سراست ترا شغلهای دینزاین است شغل دنیا زیر نگین تو
گر نازش وزیر بتاج و نگین تو استانصاف تست و عدل تو تاج و نگین تو
بر آستان تست بخدمت جبین خلقچونان که شکر و خدمت حق را جبین تو
پای تو زاستان تو جز بر ره سخاناید برون چو دست تو از آستین تو
صاحبقران بود که نباشد کسش قرینصاحبقران وقتی کس نی قرین تو
هر شاهرا دفین در و گوهر است و هستاندر دل تو نیست نیکو دفین تو
هر دم دفین خویش کنی بر جهان نثارتا عالمی شوند رهی و رهین تو
روی ستم نیاید پیدا بچشم کساز بیم هیبت تو و ازهان و هین تو
گر سال و ماه ابر بلا بارد و عنانبت ستم نروید اندر زمین تو
آنگه که ایزد از طین آدم بیافریداندر مکان طین عمر بود طین تو
تو خلدی از قیاس همه خلق را و هستخلق خوش تو کوثر و ماه معین تو
جان و سر تو گشت یمین پادشاه راداده یمین ببیعت عهد و یمین تو
تا مهر ملک و سلطنت اندر یسار اوستملک و زار تست و سری در یمین تو
چون پادشاه را پدر به گزین توئیشد نزد پادشا پدر به گزین تو
رأی مبین تو سفرش اختیار کردخیر اختیار با دارای مبین تو
فرزند نازنین تو گر نزد شاه شدرنجور دل مباد تن نازنین تو
هر کس بنزد شاه امینی گزین کندفرزند هر آینه بهتر امین تو
فرخ بود بدو نظر پادشاه دیناین رأی نیک دید و دل پاک بین تو
زودا که بینی آمده او را به نزد خویشبر تخت عز و جاه شده همنشین تو
تا در جهان شهور و سنین خواهد آمدندر عز و ناز باد شهور و سنین تو
تا کار دین و دنیا دارد و طریقهاجز بر طریق راست مباد آن و این تو