گنج

شمارهٔ ۱۲۶ - در مدح نظام الدین

۱۶ بیت
آمد از بستان دولت اهل حکمت را نسیمکز قدوم خواجه نوشه دولت آباد قدیم
شه نظام الدین میران منعم ارباب فضلدر مقام صاحب عادل عمر نعم المقیم
چون سپهر از مهر و ماه و انجم آرایش گرفتجای آن صدر کبیر از جاه این صدر کریم
شد بجنات النعیم آنصدر و ماند از وی سرایتا شد از فر نظام الدین چو جنات نعیم
حکمت آرایان روشن رأی را عقل صحیحجز بدین درگاه ننماید صراط مستقیم
هر کرا عقل صحیح است از امیران سخندر نظام الدین میران مدح او ناید سقیم
خاصه در دولت سرائی کاندر او مدحت سرایتنگ سیم اندوزد و بیرون شود با تنگ سیم
خاطر مدحت سرایان بحر دان سینه صدفمدحت صدر نظام الدین در او در یتیم
شغل دیوان حق ز باطل فرق کلک تو کندکلک ملک آرای چون فرق بشکافی دو نیم
قاف تا قاف از کفایت ذره خورشید رادر شمار آری و بنگاری بقاف و لام و میم
ار صیانت وز خیانت عاملان ملک راجوف کلک تست پنهان خانه امید و بیم
بپیش کف راد تست از غایت جود و سخادر شبه دینار  رگو اکسون کسا اطلس گلیم
در امان ایزدی از غرق و حرق روزگارهمچو در آتش خلیل و همچو در دریا کلیم
همچو خورشید از فلک روی زمین زرین کندگر بیفتد سایه دست تو بر دست لئیم
بر وزیر و میر و مستوفی مدیحی نظم دادسوزنی از خاطر دراک فیاض فهیم
چون وزیر و میر و مستوفی تو باشی کی بودمدحت آرای وزیر و میر و مستوفی ذمیم