گنج

شمارهٔ ۱۰۰ - در مدح صفی الدین

۳۰ بیت
هلال روزه میمون لقای فرخ فالنمود روی ز گردون نیل فام چو نال
خمیده قامت و خدمت نموده بر گردونز روی قبله بدرگاه آفتاب جلال
اجل صاحب عادل که مثل او گیتیپدید نارد و ناورده صاحب اقبال
کبیر عالم کاندر صلاح ذات ویستصلاح خلق کبیر مهمین متعال
صفی دولت عالی معین ملت حقوزیر نیک پی نیک رسم نیک خصال
ثبات علم و عمل هست بر رعیت شاهبسیرت علما و بصورت عمال
چو کارها به نیتهاست گفت صاحب شرعوراست پر ز نکوئی جریده اعمال
شد است مشفق بر عامه رعیت شاهچو مادر و پدر خوب مهر بر اطفال
گشاده کرد در داد و بست دست ستمیکی ز بهر ثواب و یکی ز بیم وبال
ز عدل او نه عجب باشد ار بکوه و بدشتپلنگ و یوز شود پاسبان عزم و غزال
بنوک کلک بگسترد عدل در عالمبر آن قیاس که همنام او بزخم دوال
بباب عدل ز همنام او چو در گذریکسی نیابی او را دگر نظیر و همال
سران دهر و بزرگان عصر او را نیستبجز بخدمت درگاه او مآب و مآل
رسیده اند جهانی ز خدمت در اوبآب و حشمت و جاه و بناز و نعمت و مال
وفا شود ز کف راد او بجود و سخااگر بجان گرامی ازو کنند سوآل
برد ز جود کف او کمینه سائل اوببدره زر عیار و بکیسه سیم حلال
همای جاه تو پرواز کرد بر سر خلقکسی که سایه او یافت رسته شد زاهوال
بزیر سایه او باشد این جهان یکسرچو آن همای همایون بگسترد پر و بال
ایا همایون صدری که فر طلعت توبه از همای همایون بود بفر و بفال
زمانه نیک سگالیست پادشاهی راکه هست او را چون تو وزیر نیک سگال
ترا بصاحب ری گر کسی قیاس کندورا بود نه ترا اندرین قیاس جمال
اگر که صاحب ری بودی اندرین ایامکجا تو باشی او باشدی بصف تعال
کمال صاحب ری هرگز اندرین نرسددر آنچه هست سزای تو نیست او بکمال
محل و قدر ترا کردگار کرد فزونهرآنچه کرد و کند کردگار نیست محال
بر آسمان بزرگی و بوستان سریتو بدر و سروی و دیگر کسان هلال و خلال
چنانکه بدر بتابد ز آسمان تو بتابچنانکه سرو ببالد ببوستان تو ببال
حسود جاه تو بادا ز بار محنت و غمنحیف تن چو خلال و خمیده قد چو هلال
همیشه تا مه روزه است بهترین شهورهماره تا شب قدر است بهترین لیال
بقدر باد ز عمر تو هر شبی شب قدربخیر همچو مه روزه هر مه تو ز سال
هزار سال ترا عمر باد و هر روزیز سال عمر تو چون روز اول شوال