گنج

شمارهٔ ۳۳

۷ بیت
ای دل سوخته با سوز و غم یار بسازچند روزی به غم و محنت دلدار بساز
چون بجز دوست نخواهی که بود همدم توصبر کن در غم و پس روی به دیوار بساز
به امید رخ زیبای گل ای بلبل مستبا جفا خوی کن و با ستم خار بساز
آدمی زاد نباشد چو به عالم دلشادشادی کم منگر، با غم بسیار بساز
مکن اندیشه که دنیای دنی بر گذرسترو به آه سحر و دیده خونبار بساز
سرنوشت ازلی را نتوان داد تمیزدر خرابات بیا با می گلنار بساز
صوفیا خرقه و سجاده به می در گرو استبرو امروز تو با جبه و دستار بساز