گنج

شمارهٔ ۱۳

۷ بیت
بیا که شاهد گل در چمن نقاب گشادسر نیاز صراحی به پای جام نهاد
میان به خدمت پیر مغان ببندم چونگشاد بند قبا غنچه در چمن به گشاد
مبند دل به جهان کو به کس وفا نکنداگر چه تخت سلیمانش می رود بر باد
برآر غسل تو در آب نیستی وان گهدرآ به میکده کاین جاست عین فیض آباد
ز پیر میکده بستان قدح به شرط ادبمرید عشق شوو سر مپیچ ازین ارشاد
به کوی او نرسد کس مگر به علم ادببه کعبه ره نتوان برد جز به استعداد
وفا به کس نکند این جهان ببین صوفیشدند خلق چه مغرور این خراب آباد