بخش ۹۸
ز چشم گوشه نشینم نشان سودا پرسسواد زلف ز آشفتگان شیدا پرس
در جواب او
ز ما که دعوتیانیم شوق بغرا پرسطریق پختن آش و حلیم و حلوا پرس
مرا که بیخود و سرمست دیگ ماچانمز پنج اشکنه و کله و ز گیپا پرس
به صد زبان چو توانی حدیث بریان گوینشان کلبه آن رند بی سر و پا پرس
چو نان گرم براندازد از جمال نقاببیا و از دل ما لذت تماشا پرس
شفای این مرض جوع از کباب شنودوای پر شدن معده را ز شربا پرس
غلام خاص برنج است در جهان حبشیچو ره به خواجه توان برد هم ز لالا پرس
تو نوش کردن دعوت اگر نمی دانیبیا، بیا و ز صوفی رند شیدا پرس