بخش ۹۶
فضل خدای را که تواند شمار کردیا کیست آن که شکر یکی از هزار کرد
در جواب او
هر کس که دیگ قلیه برنجی به بار کردفضل خدای را به جهان آشکار کرد
دیگ هریسه آن که به شب کرد سر به دمدم خور تو ای عزیز که فکر نهار کرد
غافل مشو ز پختن بغرا که گفته اند«مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد »
آن کو نپخت کله وگیپا امید داشتدانه نکشت ابله و دخل انتظار کرد
جانم ز عیش هر دو جهان گشت بی خبرروزی که صحن قلیه برنجی دو چار کرد
پرهیز کن زگشنگی و گرده شعیرجنت چو جای مردم پرهیزگار کرد
صوفی اگر چه اطعمه گوید مکن تو عیبگویم بیان نعمت پروردگار کرد