گنج

بخش ۹۵

۱ بیت
دریچه ای ز بهشتش به روی بگشاییکه بامداد پگاهش تو روی بنمایی
در جواب او
به صبحدم چو سر دیگ کله بگشاییز بوی خوش همه آفاق را بیارایی
چنان ربوده دل از من جمال نان تنککه نیست یک نفسم طاقت شکیبایی
چو هست طلعت جانبخش بکسمات لطیفچه حاجت است که آن ماه را بیارایی
به نازکی و ملاحت چو زرد چینی نیستهمین بود به لطافت، کمال رعنایی
برو که شاهد بازاری است بریانیوفا مجوی تو ای دل ز یار هر جایی
به قند سوده سخن گفت دی مزعفر ماکه تو چو عمر عزیزی، از آن نمی پایی
ز جوع نیست بلائی بتر چو صوفی رابزرگوار خدایا به لطف ننمایی