بخش ۹۱
از لطف دوست سکه دولت به نام ماستاقبال یافتیم و سعادت غلام ماست
در جواب او
تا نان گرم و کله بریان به کام ماستاز روی عیش قلیه زنگی غلام ماست
هر دعوتی که در همه آفاق پخته اندهر کس که می خورد ز نهاری و شام ماست
ریواج خواست از من بیچاره دل شبیگفتم که چیست، گفت خیالات خام ماست
روز ازل که رفت قلم بهر هر کسیغافل مشو که قرعه دعوت به نام ماست
سیری مرا چو صوفی مسکین امید نیستبر اشتهای من چه گواه، این کلام ماست