بخش ۹۰
دردم ز اشتیاق تو ز اندازه در گذشتاز پا در اوفتادم و آبم ز سرگذشت
در جواب او
دردم ز شوق گرده ز اندازه در گذشتوز شوق کله آب من اکنون زسر گذشت
آمد شمیم کله بریان به نیمشبجانبخش و مشکبوی، نسیم سحر گذشت
دعوت برای خاطر من بی قیاس دهچون اشتهای بنده ز اندازه در گذشت
مستغرق شمیم کباب تنور بوددل آن زمان زمطبخیان بی خبر گذشت
بر من جهان و هر چه درو هست تلخ شداز پیش من چو دعوت شیر و شکر گذشت
صوفی به پیش باز فراق و کباب و نانهر محنتی که بود دگر مختصر گذشت