بخش ۷۸
مرا ز آدم خاکی چو ضم بود میراثکجاست دامن ساقی کزو رسم به غیاث
در جواب او
مرا ز آدم خاکی چو نان بود میراثکجاست گرده بریان کزو رسم به غیاث
دو یار همدم و یک مسلقی و بریانیسعادتی است که ثانی شد این طریق ثلاث
بود چو حادثه ای این گرسنگی مهلکبه نزد مطبخیان بر، پناه از این احداث
دمید صور نهاری، چو اشتهار در دهرعیان شد این همه اموات دعوت از اجداث
اگر چه در پی نان است روز و شب صوفیچه باک، از پدر او را رسید این میراث