گنج

بخش ۷۷

۱ بیت
همی زند به جهان پیر دیر باده صلاحدر نشاط چو زین باب می شود مفتاح
در جواب او
خوش است صحنک بغرای پر ز قیمه صباحگشای این در دولت برویم ای فتاح
به کارخانه حلواگران نگاهی کنکه نور مشعله زلبیاست چون مصباح
در آن زمان که شود معده پر ز نان و عسلخوش است طاس یخ آبی و صحنک تفاح
بلاست آن که به امید یک دو دانه برنجبه بحر کاسه زند غوطه چمچه چون ملاح
بیا برای تسلی خاطرم بر خوانبکش تو صورت نان و کباب را طراح
شمیم قلیه مشام مرا معطر ساختخود از کجاست چنین بو که می رسد فراح
به خوان اطعمه، صوفی صلاح اگر بزندمکن تو عیب، نباشد صلاح او به صلاح