گنج

بخش ۷۱

۱ بیت
اگر به جانب غربت کشد دلم شایدکه بوی خیر از این همدمان نمی آید
در جواب او
اگر به جانب بغرا کشد دلم شایدکه بوی قلیه زاکرا و نان نمی آید
بود که کله پز از حال من شود آگاهدر آن زمان که سر دیگ خویش بگشاید
اگر چه گوشت بود در جهان نوای نعیمجمال نان تنک سفره را بیاراید
گرسنه خلق و به سفره، طعام لاموجودبلای جان بود ای دل خدای ننماید
در آن زمان که کند مطبخی طعام نثاربود که صوفی مسکین به خاطرش آید