گنج

بخش ۶۴

۱ بیت
عیان دید ناگه بر آن لب چو خالمگس سیر شد از شکر ز انفعال
در جواب او
به بازار بنمود چون نان جمالبرفت از دل لوت خواران ملال
ز دستم ببینید صد پاره شدتن مرغ بریان درین دم و بال
هریسه از آن است برهم زدهکه روغن مر او را کند پایمال
شفای دل و راحت جان ماستکباب و، الهی نبیند زوال
از آن دیده ام دوش بغرا به خوابکه ماهیچه باشد مرا در خیال
بنه خواجه از گوشت سودای خامچو از پختگی یافت بریان کمال
چو صوفی بنوش و بنوشان کنونتو از مال خود خواجه چندین منال