گنج

بخش ۶۳

۱ بیت
از حد گذشت قصه درد نهان ماترسم که ناله فاش کند راز جان ما
در جواب او
از حد گذشت حالت جوع نهان ماترسم که ضعف فاش کند راز جان ما
می گفت قلیه با دل بریان برنج راغافل مشو ز گریه و آه و فغان ما
سرگشته ایم در طلب گرده و عسلباشد که محرمی بدهد این نشان ما
در سفره سماء نظر کن ببین که هستبهتر ز شمسی فلک این قرص نان ما
چون مهرقند در دل صحن برنج بودفهمید از آن سبب خرد خرده دان ما
چو ن مشعلی است شیشه پر کله نباتقناد گفت از آن شده روشن دکان ما
صوفی از آن به صحن برنج است معتقدکو مرهمی است ساخته از بهر جان ما