گنج

بخش ۶

۱ بیت
هر که او لعل جانفزای تو دیدگشت آزاد از فراق شدید
در جواب او
دوش دیدم به خواب لحم قدیدوه، چنین جز به خواب نتوان دید
روز عید و کلیچه و حلواهست بر طالعی که یافت سعید
چون خروسم به ناله و فریادتا به من بوی خایگینه رسید
هر که از بوی قلیه جان بدهدهست در دین لوت خواره شهید
هست واقف ز سر سنبوسههر که لبها ز جوش بره گزید
بوی مرغ مسمن آمد دوشمرغ روحم روان ز تن پرید
دست در سفره چون به نان نرسدنزد صوفی زهی عذاب شدید