بخش ۳۸
صبح دولت می دمد با جام همچون آفتابفرصتی زین به کجا باشد، بده جام شراب
در جواب او
شمسی نان گشته طالع باز همچون آفتابوه چه نیکو می نماید خاصه بر خوان کباب
سرخ روئیها بود، آن را که باشد در نظربکسمات و شربت قندی که باشد پر گلاب
کله از حمام دیگ آمد برون خندان نگاهزانفعالش کله های قند رفته در حجاب
شاه بغرا چون مربع شست بر تخت طبقهست ماهیچه ز رشک امروز اندر پیچ و تاب
گر شکنبه شد چه باک امروز گیپا را لباسگنج را پنهان کنون شرطی است در جای خراب
دوش می دیدم به خواب خوش کباب و نان گرماین سعادت را من مسکین مگر بینم به خواب
در فراق مرغ بریان همچو ماهی می طپدصوفی و اندر نمی یابد کنون از هیچ باب