گنج

بخش ۳۱

۱ بیت
ز در درآ و شبستان ما منور کندماغ مجلس روحانیان معطر کن
در جواب او
برای قلیه کباب آتشی بیا بر کندماغ مجلسیان را دمی معطر کن
کجاست مشعله زلبیا، به چنگ آورشب است کلبه احزان ما منور کن
دلم اسیر به بغراست گو برد ططماجبه روی تخته ازین رشک خاک بر سر کن
اگر تو واقف سری برای چشم بدانبه قلیه حبشی، مطبخی چغندر کن
چو کله خشک غنیم است، قند در مجلسبیار آب گل این دم دماغ او تر کن
چو مرغ اگر بتوانی تو ای حلاوه قندبیا و سر به سرم م خدمت مزعفر کن
عروس اطعمه، صوفی اگر هوس داریز گفت و گوی چه حاصل، تو فکر در زر کن