گنج

بخش ۳۲

۱ بیت
ای رخ خوب تو فرخنده تر از ماه منیرهست خرمای لب لعل تو پرورده به شیر
در جواب او
نیست امروز مرا غیر مزعفر به ضمیردل گرفته است چو از آش جو و سرکه و سیر
ای برنج، ار چه غباری است ز قندت بر دلبه خود امروز بگفتم که برو خرده مگیر
بوی حلوای تر آمد به مشامم ز صباآه یارب ز کجا می رسد این بوی عبیر
گوشتابه شده بس کوفته از جور نخوددر گذارند گرم، گفت کبیر آن زصغیر
سفره ماست پر از گرده، برو این ساعتآسمان گو مفروز این عظمت از دو فطیر
دو جهان را به جوی می نخرد می بایدهر که او یافته یک گرده پرورده به شیر
آن زمانی که شود پیک اجل قابض روحجان دهد در هوس خربزه صوفی فقیر