بخش ۳۰
هر که را مهر تو اندر دل شیدا باشدپای او را همه بر دیده من جا باشد
در جواب او
نخودابی که پر از لحم مهرا باشدخرم آن دم که نصیب من شیدا باشد
قیمه بر صحنک ماهیچه بغایت خوب استهمچو آن زلف که بر عارض زیبا باشد
آن زمانی که کشم سر به گریبان کفنروحم آن روز روان در پی حلوا باشد
پسته را چون بکنم، آید از آن سبز قباخوش بود پیش من ار صحن منقا باشد
زحکیمان نبود رنج مرا روی بهیکه مداوای من از کاسه بغرا باشد
وه در آن دم که طغاری بود از بولانیمن و همکاسه یکی، وه چه تماشا باشد
شیخ تسبیح به من داد که برخوان صوفیمن نخواهم مگر از خسته خرما باشد