گنج

بخش ۲۸

۱ بیت
صبح دولت می دمد بر خیز از خواب ای ندیمبس که خواهد رفت بر بالای خاک ما نسیم
در جواب او
از صبا اندر مشام جانم آمد این شمیمبوی جان است این بگو یا نکهت آش حلیم
دوش در قرص قمر می دیدم و در گرده ایفرق نتوان کرد گویا هست سیبی با دو نیم
علتم را صحن بغرا سازد و آب خنکبه نمی گردد تن من از مداوای حکیم
چون برنج زرد و قند سوده آید در نظریارب از همکاسه ای اندر امان دار ای کریم
آفتاب نان برآمد باز از قعر تنور«صبح دولت بردمید از خواب برخیز ای ندیم»
کاسه ترشی فتاد امروز در پیش رقیباز کجا پیدا شد آنجا آن سیه بخت رجیم
دوش می جستم من از صوفی نشان راه استرو به مطبخ کرد و گفت این است راه مستقیم