بخش ۲۵
هر که جان در ره تو قربان کردبر خود این کار عشق آسان کرد
در جواب او
هر که ماهی شور بریان کردمعده خویش بحر عمان کرد
سر اسرار خویش راگیپادوش از چشم کله پنهان کرد
پیش کشمش مویز می نازدپسته زین خنده فراوان کرد
کله پخته کار چرب زبانعذر خواهی به حضرت نان کرد
مرغ بریان چو با مزعفر شستجمع او را چو خود پریشان کرد
دل چو برداشت دوش لوزینهجنگ از آن رو به آب دندان کرد
تابه بریان طبیب حاذق بودصوفی خسته را چو درمان کرد