گنج

بخش ۱۹

۱ بیت
گر براند سویم آن شاهسوار چابکمن نثارش کنم این جان گرانمایه سبک
در جواب او
زیروائی که بود گرم و به او نان تنکمرهم سینه مجروح بود روز خنک
صحن ماهیچه پر قیمه اگر دست دهدخرم آن جان گرانمایه که دریافت سبک
جان کند تازه کنون خربزه ابدالیزان که شیرین و پر آب است و لطیف و نازک
بشنو از من سخنی، هر چه بود از تر و خشکنگذاری به تک سفره که ماند یک جک
بر سر سفره چو انواع طعام آید پیشصوفی خسته بود همچو سوار چابک