گنج

بخش ۱۸

۱ بیت
بوسی زلبش اگر کنی نوشغمهای جهان شود فراموش
در جواب او
گر آرده و عسل کنی نوشعیش دو جهان کنی فراموش
جان تازه کند بیا و بنگرآن اشکنه لطیف سر جوش
چون از تو شود کسی خریداریک نان به دو عالمش بمفروش
بریان که عروس اطعمه اوستباشد که بگیرمش در آغوش
این بوی جگر کباب بازاربرد از دل خسته طاقت و هوش
آن دانه درکه هست انگوربی او منشین، بگیر در گوش
من آب برای شرب صوفیبر دوش کشیده بوده ام دوش