گنج

بخش ۱۷

۱ بیت
عید صیام و فصل گل و موسم بهارمن مست و یار همدم و ساقی است گلعذار
در جواب او
بیا که عید صیام است و باز فصل بهارغم زمانه بدل کن به باده گلنار
در آن زمان که گشایم من فقیر نهارترید شیر و عسل جوش بایدم دو طغار
برنج زرد چو یابی بنوش چندانیکه در شکم نبود جای یک نفس زنهار
نصیحتی کنمت چون رسی به دعوت عاممدار شرم، چو مردان در آی اندر کار
به سفره آنچه بود نوش کن تو از تر و خشکبرای زله کشی نیز سفره را بردار
دو یار همدم و یک مسلخی ز بریانیخوش است اگر نشود ناکسی بدین دوچار
شکم چو سیر طعام است اندکی بایدبیار خواجه ز انگور مسکه یک خروار
به از حیات، ز پر خوردن ار بمیرد کسبه نزد صوفی بیچاره این زمان صد بار