گنج

بخش ۱۲۵

۱ بیت
رونق عهد شباب است دگر بستان رامی رسد مژده گل بلبل خوش الحان را
در جواب او
هر که آورد به کف قلیه بادنجان رابه جوی می نخرد حشمت ده سلطان را
هر مشامی که معطر شود از بوی کبابچه کند بوی گل و نسترن و ریحان را
ناله مرغ شنو بر سر آتش جان سوزگو خمش باش بگو بلبل خوش الحان را
گر به صد جان نخرد تکه بریان ز تو کسعاقل آن نیست که هرگز بفروشد آن را
بهر کرماج کباب است دل بنده ولیکمرهم سینه کنم من جگر بریان را
گشنگی، خواجه گر این است که من می بینمترسم این خلق به نانی بدهند ایمان را
صوفی خسته بگوید زغم نان چندانکه فراموش کند اهل خرد طوفان را