گنج

بخش ۱۲۴

۱ بیت
ای فروغ حسن ماه از روی رخشان شماآب روی خوبی از چاه زنخدان شما
در جواب او
می کند دل آرزوی سفره و خوان شمازان که قوت جان بود پالوده و نان شما
کی بود یارب که اندر پیش ما جمع آورندآن برنج روح افزای پریشان شما
خوان حلوائی همی بردند بس آراستهکان چنان گلها نروید در گلستان شما
خازن جنت به نعمتهای بیحد و قیاسبرده رشک اندر جنان بر نان و بریان شما
چند نازی روز و شب ای ترک رومی فلکگرده میده به است از ماه تابان شما
شب به شیرین کاریی گفتم به قنادان شهرعینک من هست یاران آب دندان شما
می دهد ده مرده صوفی بر سر سفره جوابآه از آن روزی که گردد باز مهمان شما