بخش ۱۱۴
کسی که دیده بود آن نگار رعنا راعجب عجب که ملامت کند دل ما را
در جواب او
در آن زمان که کنی ساز دیگ بغرا راز غم خلاص کنی گشنه های شیدا را
به روی صحنک پالوده چیست این آرا«به خط و خال چه حاجت جمال زیبا را»
ز نان گرم شود زنده این دل مردهببین به صورت او معنی مسیحا را
به دعوتی چو رسیدی بیا غنیمت دانبه کس نداد چو چرخ اختیار فردا را
کجا به صحبت سنبوسه ره برد آسانبه فکر، کس بگشاید مگر معما را
به عمر خود ننهد او بخور بر آتشکسی که بشنود از دور بوی گیپا را
به کاینات برابر نمی کند صوفیجمال گرده بریان و شیر خرما را