بخش ۱۱۳
یارب این درد جگر سوز مرا درمان کنچاره کار من بیدل سرگردان کن
در جواب او
یارب این سفره چرمین مرا پر نان کنمعده سوخته ام را تو پر از بریان کن
بهتر از نان و برنج و عسلم چیزی نیستآنچه بهبود بود از کرم خود آن کن
گشنگی پیش من دلشده دشوار بودتو کریمی، به کرم فکر من حیران کن
درد جوع است نهان در دل بیچاره منیارب از نان و عسل درد مرا درمان کن
مطبخی تا بچشم من نمک دیگ تراطبق چند پر از قلیه بادنجان کن
گوسفندی بپز از بهر نهاری، زنهارصوفی دلشده را بار دگر مهمان کن
جان به لب آمده یارب به تمنای کباباز کرم جمله دشوار مرا آسان کن