بخش ۶ - خبر آوردن خادمه ۴ بیت خادمه چون این سخنان را شنیدهیچ مجالی دگر آن جا ندید نزد جوان آمد و بنشست بازخادمه بگشاد زبان را به راز گفت که آن دلبر رعنای توهیچ ندارد سر و پروای تو رو دو سه روزی به غم دلنوازصبر کن و با غم هجران بساز