گنج

بخش ۱۷ - آمدن خادمه از بر معشوق

۶ بیت
خادمه از خدمت آن دلنوازگشت سوی عاشق بیچاره باز
خنده زنان با دل بس شادمانآمد و بنشست به پیش جوان
گفت بیا غم مخور ای مستمندمرغ دلت یافت گشادی ز بند
من بکنم فکر تو، فرمود یارصبر کن و ناله مکن زینهار
هست مرا ترس زبان رقیبورنه ز من یافته بودی نصیب
صوفی ازین صبر برآید مرادکس چو تو بی صبر به عالم مباد