گنج

بند دوم

۱۳ بیت
میزان حُسن و عشق چو با هم قرین فتادسهم بلای او به امام مبین فتاد
عشقش عنان کشید ز یثرب به کربلاکوشید تا که کار، به عین الیقین فتاد
در دشت عشق تاخت سمند آنقدر که کاراز عشق درگذشت و به عشق آفرین فتاد
از تاب تشنه کامی اطفال شد چنانکز تاب، پیچ و تاب به حبل المتین فتاد
او را چو سنگ کین زجفا بر جبین زدنداز بهر سجده شکرکنان بر زمین فتاد
ساکن شد آسمان و زمین گشت بی سکوناز زین چو بر زمین شه دنیا و دین فتاد
در خاک و خون ز سوز جراحات و زخم تیرگه جانب یسار و گهی بر یمن فتاد
از کینه گشت سر به سر نیزه اش بلندعریان به خاکش آن بدن نازنین فتاد
خاتم برفت از کفش انسان که جبرئیلبرزد فغان زدست سلیمان نگین فتاد
شمر شریر در حرمش برزد آتشیکز آن شرار برفلک هفتمین فتاد
غلمان و حور سربسر، آنچه سر شدندچون بانگ این خبر به بهشت برین فتاد
زین العباد زار کز او ماند یادگاربر گردنش ز کینه غُل آهنین فتاد
یکسر حریم او چو اسیران زنگبارهر یک چو آفتاب به جمّازه یی سوار