گنج

بند شانزدهم

۱۵ بیت
ای خون پاک از همه چیزی تو برتریزان برتری که خون خداوند اکبری
ای خون هزار مرتبه سوگند، می خورمبر پاکی ات که طاهر و طُهر و مطهری
ای خون پاک گر تو نه ثاراللّهی چراخواهنده ات خداست به هنگام داوری
در حیرتم که اهل ستم چون کنند چوندر روز داوری چوتو خود خون داوری
ای خون پاک از تو حسین چون وضو گرفتاو را خدا، به هر دو را سرا داد سروری
چون از تو بوده غسل و وضوی شهادتشاز سلسبیل بهتر و برتر ز کوثری
دریای رحمتی تو که آن کشته ی جفااندر تو کرده کشتی عشقش شناوری
خطّ شهادتی تو که چون نامه ی فراقبر، یال ذوالجناح و به بال کبوتری
گاهی به زرد چهره و گیسوی زینبیگاهی به سبز شیشه و بر چرخ اخضری
بر روی دین و چهره ی ایمان تو غازه ایبر پیکر عروس شهادت تو زیوری
ای خون مگر ز پیکر پاک محمّدیای خون مگر ز مُهجه ی زهرای ازهری
هستی تو کیمیای سعادت به نشأتیناکسیر اعظمی تو و گوگرد احمری
ای خون اگر که مشک خطا خوانمت خطاستتو از دل و ز نافه و از نافه برتری
ای خون تو چیستی که همه جرم انس و جانبا نیم قطره ات ننماید برابری
چیزی خدا ندید بها از برای توخود را بدید در عوض و در بهای تو