شمارهٔ ۸
گیرم نبود نای سرچنگ سلامتچنگ ار نبود مرغ شباهنگ سلامت
گر باده ی گلرنگی و طرف چمنی نیستاشک بصر خویش و دل تنگ سلامت
برآئینه ی خاطر اگر زنگ ملال استاز صحبت زاهد سر این زنگ سلامت
از دوری خلقم به سر، ار، هنگ خرد نیستجانم بود از این سر بی هنگ سلامت
صدبار، زمی توبه نمودیم و شکستیمصدبار دگر باز سر سنگ سلامت
زین زهد ربایی که مرا هست چه حاصلاز نام گذشتیم سر ننگ سلامت
مارا، حبشی خال توگر، دل نربایدزلفین تو یعنی سپه زنگ سلامت
دین نبی اندر کف این فرقه ی بی دینچون شیشه بود در بغل سنگ سلامت
هستند دو ابروی تو در جنگ و کشاکشدر قتل «وفایی» سراین جنگ سلامت