گنج

غزل شمارهٔ ۱۲۸ - وای وای من

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ایوای۱۱ بیت
هردم چو توپ می‌زندم پشت پای وایکس پیش پای طفل نیفتد که وای وای
در پای سرو دست نگیرند از کسیآنجا چه بی‌کسی که بیفتد ز پای وای
دیر آشناتر از تو ندیدم ولی چه سودبیگانه گشتی ای مه دیرآشنای وای
در دامنت گریستن سازم آرزوستتا سر کنم نوای دل بی‌نوای وای
سوز دلم حکایت ساز تو می‌کندلب بر لبم بنه که برآرم چو نای وای
از سوز هجر نالهٔ من زار زار شدبا شوق وصل گریهٔ من های‌های وای
«من پروراندمت که تو با این بها شدی»گم کردی ای متاع محبت بهای وای
آخر سزای خدمت دیرین من حبیباین شد که بشنوم سخن ناسزای وای
جز نیک و بد به جای نماند چه می‌کنینه عشق من نه حسن تو ماند به جای وای
ای کاش وای وای منش مهربان کندگر مهربان نشد چه کنم ای خدای وای
من شهریار کشور عشقم گدای توای پادشاه حسن مرنجان گدای وای