غزل شمارهٔ ۱۰۴ - یوسف گم گشته
یا رب آن یوسف گم گشته به من بازرسانتا طربخانه کنی بیت حزن بازرسان
ای خدایی که به یعقوب رساندی یوسفاین زمان یوسف من نیز به من بازرسان
یارب آن نغمهسرا بلبل خوشالحان راتا بیاسایم از این زاغ و زغن بازرسان
آن غزال ختنی خط به خطا شد یارببه خطا رفتهٔ ما را به ختن بازرسان
رونقی بی گل خندان به چمن بازنماندیارب آن نوگل خندان به چمن بازرسان
از غم غربتش آزرده خدایا مپسندآن سفرکرده ما را به وطن بازرسان
ای صبا گر به پریشانی من بخشائیتاری از طره آن عهدشکن بازرسان
شهریار این در شهوار به در بار امیرتا فشاند فلکت عقد پرن بازرسان